پادکست چمدون - لشکرشکن

پادکست چمدون، فصل اول ” چابهار ” قسمت دوم

علی علیزاده ژوئن 4, 2023 116 1


زمینه
share close

پادکست چمدون 2 – سفر به چابهار
گوینده: لشکرشکن – لایوکست ( لایو اجرا شده و ادیت نشده )
خوش خبریم براتون – گوش بدید به این اپیزود
پادکستی زیبا و شنیدی از سفرهای لشکرشکن
امیدوارم از اطلاعاتی که به شما داده میشود لذت کافی را ببرید، اطلاعاتی مانند نحوه ی زندگی، محل های دیدنی، غذا، پوشش و . . . با شما این سفر رو به اشتراک گذاشتم
تشکر از رفیقم حبیب که در طول این سفر لیدری با حوصله بود ( پیشنهاد میکنم اگر خواستید چابهار برید حتما با حبیب هماهنگ شوید )

پادکست چمدون فصل اول قسمت دوم
پادکست چمدون فصل اول قسمت دوم

برای دانلود این قسمت دوم کلیک کنید

پادکست چمدون فصل اول قسمت دوم

آلبوم عکس های رستوران خلیج

آلبوم عکس های ساحل درک

و اما در این قسمت قراره چه اتفاقاتی بیوفته: اپیزود دوم
سلام لشکرشکن هستم از استودیو صدای های همراه
ما رفتیم دیزی اذری گفت نفری۸۰هزار تومان پول نشستن در اینجا هست که ارگ و ویالون زنده داشتند و میزدند
خیابان راه آهن تهران بود، همه جا ساکت و خلوت و این رسوران متفاوت از همه جاهای دیگر بود.
وقتی بالاتر رفتیم آب میوه فروشی ای با قیمت های عجیب و غریب بود و شیر موز خرما را با قیمت ۱۵هزار تومان ارائه میکرد و بنده پیشنهاد میکنم که حتما بهش سر بزنید ادرسش هم انتهای خیابان ولیعصر هست.
و اغذیه فروشی های جالبی نداشت، بعد از آن ما در راه آهن خوابیدیم و صبح بود و ما منتظر خبر بلیط کنسلی بودیم
بعد دیدیدم خبری نیست و مسئول راه آهن برخورد بدی با ما کرد در صورتی که ما با او رفتار بدی نداشتیم
خلاصه ما از خیر بلیط قطار گذشتیم، ما حرکت کردیم به طرف ترمینال خزانه جنوب و یک اتوبوسvipو عالی بود و بعد از ساعت ها رسید جنوب شرقی ایران.
الان ما در ایرانشهر ساکن شدیم در کنار اقا حبیب که قرار است کل شهر را به ما نشان بدهد، در راه داخل اتوبوس از فرط خستگی متوجه نشدیم که چه زمانی به کاشان و یزد رسیدیم، ما۱۲ساعته به بم رسیدیم و بعد با اتوبوس جداگانه به سمت ایرانشهر رفتیم و حبیب به دنبال ما امد، آدم های عجیبی بودند و با زبان بلوچی صحبت میکردند ادم هایی خوبی بودند ولی ما متوجه زبان آنها نمیشدیم، به زبان زیبایی صحبت میکنند و غذاهایی که ما در راه خوردیم‌ شامل: کمپوت زردآلو ،نان پنیر، هی دی های هلو خوردیم و انرژی زا ها و مولتی ویتامین برای حال بد و میگرن خوردم که خوب شدم
و غذای آخرم غذای سگ پر نافرمی بود 😂
غذای آخر ما چلو جوجه بود که با نوشابه۴۰تومان شد، خلاصه غذای معمولی ای بود ولی داغ بود، ما در راه حصیر فروشی دیدیم و سوغات یزد بود، دوستان وقتی سفر میروید یادتان باشد پلاک و رنگ اتوبوس را حتما به خاطر بسپارید
چون ما در توقف اول که در کاشان کردیم فکر کردیم اتوبوس رفته است ولی رفته بود سوخت گیری و برگشت بعدا
بعد از پیاده شدن راننده ها ریختند سر ما که کجا میروید ما گفتیم که منتظر اتوبوسمان هستیم و برگردیم به ایرانشهر که صبحانه حبیب برای ما پنیر محلی با شیر شتر گرفته بود که پر از انرژی هست و بنده به شما پینشهاد میکنم که بگیرید و بخورید، طبع شیر شتر گرم است و بسیار خوب است، خانه حبیب خیلی راحت هستیم، خانه ساده و راحت است، پشتی های قدیمی دارند، قرار است ما در زاهدان ،چابهار ایرانشهر از اطلاعات سفرمان برایتان بگوییم.

بریس زیبا

نظر، پیشنهاد و انتقادات خود را برامون ارسال کنید

راه های ارتباطی

برجسب ها : , , , , .

Rate it
ارسال نظر (0)

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *